شروع داستان
ماجرا از یک جای خیلی ساده شروع شد…
یک فضای کوچک، چند تا سیستم قدیمی، یه پرینتر که همیشه یا جوهرش تموم میشد یا وسط کار گیر میکرد، و کلی آدم که هر روز با یک فلش یا چندتا فایل PDF میاومدن و فقط یه جمله میگفتن:
«لطفاً اینو سریع چاپ کن، عجله دارم»
اون موقع هنوز چیزی به اسم سیستم یکپارچه وجود نداشت. همه چیز دستی بود؛ سفارشها توی کاغذ نوشته میشدن، قیمتها ذهنی حساب میشدن، و اگر یک فایل گم میشد… عملاً هیچ راهی برای پیدا کردنش نبود.
همین بینظمیها کمکم تبدیل شد به یک سوال جدی:
چرا نباید این کارها دقیق، قابل پیگیری و شفاف باشن؟
نه فقط برای ما، برای کسی که پول میده و حق داره بدونه دقیقاً داره چی میخره.